نازنین زهرانازنین زهرا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره

فرشته کوچولو

خاطرات سفر (وین)

از همه جا گفتم ولی هنوز فرصتی نشده تا از وین که اصل سفر ما بود چیزی بگم. توی وین هم خیلی خوش گذشت و از همه جا از فروشگاه گرفته تا باغ وحش و بناهای تاریخی و پارکهای زیبا دیدن کردیم. لطفا بفرمایید ادامه مطلب به نظرم از باغ وحش و پاندا کوچولو !! شروع کنم بهتره گردن به این درازی کی دیده؟!! و آقای فیل                       پس خانم بزبز قندی اینجا تشریف دارین و شنگول و منگول بیچاره توی خونه دارن با آقا گرگه دست و پنجه نرم میکنن؟!! تقریبا هر نوع جانوری که فکرش رو بکنید اینجا بود و حدود 5 ساعت توی باغ وحش بودیم ولی فرصت نشد چند تا از حیوانات رو ...
2 مرداد 1391

ده ماهگی

آقای شاعر میفرمایند: "بسیار سفر باید  تا پخته شود خامی" الان که دهمین ماه از زندگی ام رو پشت سر گذاشتم و وارد ماه یازدهم شدم با این همه سفر دیگه از مرز پخته شدن هم گذشتم و کم کم داره بوی سوختگیم به مشام میرسه. تقریبا تمام ده ماهگی رو در سفر بودم و انشااله فردا برمیگردیم ایران. توی این ماه دست زدن و بای بای کردن رو یاد گرفتم. وقتی یکی بهم میگه کله بزن منم محکم سرم رو میزنم به سرش و از این کار خوشم میاد. از روز یکشنبه 18 تیر کلمه "به به" رو تکرار میکنم و از روز یکشنبه 25 تیر کلمه "ماما". موقع ایستادن تسلط دارم و چند ثانیه ای هم بدون کمک می ایستم. 5 تا مروارید دارم سه تا بالا و دو تا پایین. تاب بازی خیلی دوست دارم. عاشق ...
26 تير 1391

خاطرات سفر (براتیسلاوا)

روز سه شنبه 20 تیر دوباره به سفر رفتیم. یه سفر یه روزه به براتیسلاوا پایتخت کشور اسلواکی، ولی این سفر خیلی بیشتر به من خوش گذشت چون با کشتی رفتیم و من مجبور نبودم باز هم صندلی ماشین رو تحمل کنم و حسابی توی عرشه کشتی از هوای خنک استفاده کردم. حالا یه قدمی هم روی عرشه بزنیم و رود زیبای دانوب یا به قول اتریشی ها دُنا رو تماشا کنیم. بعد از گذشت 3 ساعت، 12 ظهر رسیدیم و اول از همه رفتیم مک دونالد برای ناهار منم که عاشق سیب زمینییییییی البته سوء تفاهم نشه ها این ساندویچ کاملا خونگی و اسلامیه و ما فقط نوشابه و سیب زمینی خوردیم. آخه چرا لیوان خالی به من میدین!!! بعد از خوردن ناهار رفتیم برای گشتن توی شهر یکی از پلهای قدی...
25 تير 1391

خاطرات سفر (مرز چک)

همچنان در سفر هستیم و روز یکشنبه 18 تیر به مرز اتریش ـ چک رفتیم. مرز چک ـ اتریش یه مجتمع خرید خییییلی بزرگ بود. البته یکسری وسیله بازی هم برای من بود که خیلی دوست داشتم و با کلی جیغ و داد پیاده میشدم. آخییییییییییش حالا یه کم استراحت کنیم و هوای عالی چک و رنگین کمان خوشگل بعد از یه بارون حسابی ...
25 تير 1391

خاطرات سفر (مونیخ)

توی راه مونیخ برای اینکه مامانم سرم رو گرم کنه بای بای کردن رو باهام تمرین میکرد و من خیلی زود یاد گرفتم. چهارشنبه شب رو در مونیخ خوابیدیم و روز پنج شنبه بعد از یه گشت کوچولو به سمت وین حرکت کردیم. محله قدیمی مونیخ به نام ماریا پلتس یا کارلس پلتس اینجا هم یه اردوگاه بود که در زمان هیتلر یهودیان شکنجه میشدند. کوره آدم سوزی ...
18 تير 1391

خاطرات سفر (پاریس)

بعد از طی یک مسافت طولانی و گذشتن از منظره های زیبا و جاده های سرسبز و آسمون آبی پر از ابر به پاریس رسیدیم (البته این رو مامانم میگه چون من بیشتر راه رو خواب بودم آخه توی صندلی ماشین چاره ای جز این نداشتم یا باید میخوابیدم یا باید گریه میکردم یا آنقدر گریه میکردم تا خوابم میبرد). و حالا پر بازدیدترین بنای دنیا   در ضمن روزی که برای دیدن برج ایفل رفتیم 12 تیر بود و مامان و بابام چهارمین سالگرد ازدواجشون رو در کنار برج ایفل بودند. برج ایفل در شب وقتیکه چراغهاش روشن شد خییییییلی دیدنی تر بود. رود زیبای سن کلیسای نوتردام کلیسای قلب مقدس موزه لوور که از نظر وسعت سومین موزه جهان است و برای من خیلی خسته کننده ب...
18 تير 1391

خاطرات سفر (کارلسروهه)

ما هنوز در سفر هستیم و هفته گذشته یه برنامه فشرده داشتیم. صبح شنبه گذشته 10 تیر وین رو به قصد پاریس ترک کردیم. برای رسیدن به فرانسه باید از آلمان عبور میکردیم و شب رو در شهر کارلسروهه آلمان استراحت کردیم. این شهر به صورت یک خورشید است و دارای یک قصر است، به‌طوری که برج قصر در مرکز قرار دارد و ۳۲ خیابان مانند پرتوهای خورشید به اطراف امتداد می‌یابند. این هم منم در استراحتگاه بین راه اتریش - آلمان کاخ کارلسروهه و من که تو عکس گم شدم!! بعد از یک شب استراحت روز یکشنبه به سفرمون ادامه دادیم. ...
17 تير 1391